شیعه شناسی

شیعه شناسی

ولایت به چه معنای است

معنای ولایت تکوینی امام چیست؟

مقصود از ولایت تکوینی آن است که فردی بر اثر پیمودن راه بندگی آن چنان قرب و کمال معنوی پیدا کند که به فرمان و اذن الهی بتواند در جهان تصرف نماید.
(ولایت تکوینی) یک کمال روحی و معنوی است که در سایة عمل به تکالیف الهی و قوانین شرع در درون انسان پدید می آید و سرچشمة مجموعه ای از کارهای خارق العاده می گردد. این نوع ولایت بر خلاف (ولایت تشریعی) کمال و واقعیتی است اکتسابی، و راه کسب برخی از مراتب آن به روی همه باز است، و امام می تواند به بالاترین مراتب آن برسد.
ولی مقاماتی که در (ولایت تشریعی) بیان گردیده، همه موهبت خداوندی است که پس از تحصیل یک سلسله زمینه ها، چیزی جز خواست خداوند در آن دخالت ندارد.

ولایت تکوینی دارای چه نتایجی است؟

در مصباح الشریعه آمده است: (العبودیه جوهره کنهها الربوبیه)؛ (بندگی و پیمودن قرب به خدا، گوهری است که نتیجه آن خداوندگاری و کسب قدرت و توانایی بیشتر است). (مصباح الشریعه، ج 1).
قرب الهی آثار فراوانی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. تسلط بر نفس
خداوند متعال می فرماید: (إِنَّ الصَّلواهَ تَنهی عَنِ الفَحشآءِ وَ المُنکَرِ)؛ (نماز انسان را از منکرات و بدی ها باز می دارد). (سورة عنکبوت، آیة 45)
2. بینش خاص
از مزایای قرب الهی این است که انسان در سایة صفا و روشنی دل، بینش خاصی پیدا می کند که با آن حق و باطل را به روشنی تشخیص می دهد و هرگز گمراه نمی شود.
قرآن می فرماید: (یا أیَّهَا الَذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقاناً)؛ (ای کسانی که ایمان آوردید، اگر پرهیزگار باشید خدا به شما نیرویی می بخشد که با آن، حق و باطل را به خوبی تشخیص می دهید). (سورة انفال، آیة 29)
3. نفی خواطر
پویندگان راه عبودیت به واسطة تکامل و قدرتی که در سایة بندگی می یابند، بر تمام اندیشه های پراکنده خود مسلط می شوند و در حال عبادت آن چنان تمرکز فکری و حضور قلب دارند که از غیر خدا غافل می شوند و غرق جمال و کمال خدا می گردند.
ابوعلی سینا می گوید: (عبادت، نوعی ورزش برای قوای فکری است که بر اثر تکرار و عادت به حضور در محضر خدا، فکر را از توجه به مسائل مربوط به طبیعت و ماده، به سوی تصورات ملکوتی می کشاند. قوای فکری تسلیم باطن و فطرت خدا جوی انسان می گردد و مطیع او می شوند). (اشارات، ج 3، ص 370)
4. خَلع نفس
در جهان طبیعت، روح و بدن نیاز شدیدی به یکدیگر دارند. ولی گاهی روح، بر اثر کمال و قدرتی که از جانب قرب الهی پیدا می کند از استخدام بدن بی نیاز می شود و می تواند خود را از بدن خلع نماید.
5. تصرف در جهان طبیعت
در پرتو عبادت و قرب الهی، نه تنها حوزة بدن تحت فرمان انسان قرار می گیرد، بلکه جهان طبیعت مطیع انسان می گردد و به اذن پروردگار در پرتو نیرو و قدرتی که از تقرب به خدا کسب نموده است در طبیعت تصرف می کند و مبدأ یک سلسله معجزه ها و کرامات می شود، و در حقیقت دارای قدرت بر تصرف و تسلط بر تکوین می شود.


آیا (ولایت تکوینی) به معنای تفویض است؟

برخی گمان کرده اند که (ولایت تکوینی امام) به معنای تفویض امر عالم به شخص امام است که این با عقیدة توحید افعالی سازگاری ندارد. و قرآن نیز یهود را به جهت این عقیده شدیداً مورد سرزنش قرار داده است. (سورة مائده، آیة 64)
برای جمع بین اعتقاد به (توحید افعالی) و اینکه در عالم وجود هیچ کاری بدون اراده و مشیت خداوند انجام نمی گیرد و اعتقاد به (ولایت تکوینی) امام باید گفت:
اولاً: هرگز تمام امور عالم به امام واگذار نشده است.
ثانیاً: در آن اموری نیز که امام تصرف تکوینی می کند همانند سایر امور، اراده و مشیت خاص الهی نیز بر آن تعلق گرفته است.

آیا (ولایت تکوینی) متعلق به خداوند است؟

برخی می گویند از آیات قرآن استفاده می شود که ولایت تنها متعلق به خداوند است.
قرآن کریم می فرماید: (أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِیآءَ فَاللهُ هُوَ الوَلِیُّ وَ هُوَ یُحیِ المَوتی وَ هُوَ عَلی کُلِّ شئ قَدیرٌ)؛ (آیا آنها غیر از خدا را ولی خود برگزیدند؟! در حالی که ولی فقط خداوند است و اوست که مردگان را زنده می کند و اوست که بر هر چیزی تواناست). (سورة شوری، آیة 31)
و نیز در جای دیگر می فرماید: (وَ ما لَکُم مِن دُونِ اللهِ مِن وَلِیَّ وَ لا نَصِیرٍ)؛ (و برای شما به جز خدا، ولی و یاری کننده ای نیست). (سورة شوری، آیة 31)
از جمع بین این آیات و آیات دیگر استفاده می شود که (ولایت) در اصل برای خداوند متعال است و دیگران به جهت قرب به خدا و به اذن او از این مقام بهره مند می شوند.
لذا در سوره مائده می خوانیم: (إِنَما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الذِینَ آمَنُوا الذِینَ یُقِیمُونَ الصلوهَ وَ یُؤتُونَ الزکوةََ وَهُم راکِعُونَ)؛ (سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند، همان ها که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.) (سورة مائده، آیة 55)
و نیز در سورة تحریم می خوانیم: (وَ إِن تَظاهَرا عَلَیهِ فَإنَ اللهَ هُوَ مَولاهُ وَ جِبرِیلُ وَ صالحُ المُؤمنینَ وَ الملائکةُُ بَعدَ ذلِکَ ظهیرٌ) (و اگر بر ضد او (پیامبر صلی الله علیه و آله) دست به دست هم دهید (کاری از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند ولی اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند). (سورة تحریم، آیة 4)


اگر امام ولایت تکوینی دارد پس چرا در مواقع ضروری از آن استفاده نمی کند؟

برخی می گویند: اگر امام دارای ولایت تکوینی و حق تصرف در نظام تکوین است، چرا در مواقع ضرورت، در تقدیرات الهی تصرف نمی کند تا بلا را از خود دور کرده، دشمنان خود را ریشه کن کند و تمام امکانات را برای خود جلب نماید؟
پاسخ: اولاً: قبل از هر چیز این نکته را باید ملتفت باشیم که چه بسا اموری را که گمان می کنیم برای ما ضرر دارد، در حالی که خیر محض است، و نیز به عکس چه بسا اموری که گمان می کنیم برای ما خیر است در حالی که شر محض است. ما این را نمی دانیم، اگر چه علام الغیوب و هر که را که خداوند خواسته و او را از علم غیب مطلع ساخته است از آن اطلاع دارد. لذا نباید به ظاهر امر قضاوت کرد که چرا امام این مصیبت را از خود دور نکرد و این منفعت را برای خود تحصیل ننمود.
قرآن می فرماید: (کُتِبَ عَلَیکُم القِتالُ وَ هُوَ کُرهٌ لَکُم وَ عَسی أَن تَکرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکُم وَ عَسی أَن تُحِبُّوا شَیئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُم)؛ (جهاد در راه خدا بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است). (سورة بقره، آیة 216)
و نیز می فرماید: (فَعَسی أَن تَکرَهُوا شَیئاً وَ یَجعَلَ اللهُ فِیهِ خَیراً کَثیراً)؛ (چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می دهد). (سورة نسا، آیة 19)
ثانیاً: امام از آنجا که تسلیم تقدیرات الهی است در هر کاری دست به تصرف تکوینی نمی زند و خلاف اراده و تقدیر و مشیت الهی گام بر نداشته و اقدام عملی انجام نمی دهد.
ثالثاً: ارادة حتمی اولی خداوند بر آن است که در این دار تکلیف هر کاری بر روال طبیعی و از روی اختیار انجام می گیرد و حتی الامکان از معجزه و خرق نظام طبیعت استفاده نشود.
رابعاً: هرگز انسان معصوم در نظام تکوین به جهت مصالح شخصی اقدام و تصرفی بر خلاف مقدرات الهی انجام نمی دهد، و اگر معجزه و اعمال ولایتی کند به جهت مصالح نوعی بشر و عالم است که این هم مطابق اراده و خواست و مشیت خداوندی است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت   توسط علي زاهددوست  |